آبخورگ زادگاه من است .گرچه سال هاست من همچون صدها خانواده دیگر آبخورگی مجبور به مهاجرت شده ام .و شاید تا هجرت ابد ی دیگر در آن جا مسکن نگزینم ،اما برای همیشه آبخورگ زادگاه و وطن من است. و به آن عشق می ورزم که پیامبر فرمود:«حب الوطن من الایمان».

.
اطلاعات کاربری
درباره ما
آخرین مطالب
دیگر موارد
آمار وب سایت

 مریم عابدین زاده متولد روستای آبخورگ دانشجوی کارشناسی ارشد رشته ادبیات فارسی و از شاعران حوان و باذوق و مستعد آبخورگی است که دستی در پژوهش و نثر ادبی نیز  دارد . برای نمونه چند قطعه از اشعارشان را جهت استفاده دوستان  از وبلاگ انچمن ادبی طبس می آورم . امید آن که با مطالعه و پشتکار و تمرین به سوی قله ی کمال ادبی حرکت کنند. بیشتر از گذشته بدرخشند.


 

تقدیم به تمام کارگران معادن زغال

http://s3.picofile.com/file/8199516534/miner_tools_coal_25545788.jpg

 

انگشت اشاره ام ،سمتش را نشانه میرود

گرچه میدانم انگشت اشاره ام

مثل علامت چراغ قرمزی است

که بی قانونی

مفهوم درنگ را

برای کارکردش از رونق انداخته باشد

من از انگشت اشاره ام

نسبت به رنگ دستانی حرف میزنم

که سالهاست

برای سپید بختی خانواده اش سیاه می پوشد

هر روز جرعه جرعه سختی

در محضر آنانی که مثل آب خوردن ،نان نامشروع می خورند

وهر شب تسری سرمه ی رنج به تمام صورت

امروز چقدر به صورت مرد معدنچی خیره شدم

به دستانش

به رنگ بی رنگ عدالت

و کفه های  ناموزون میزان

آه آنچه گسترده شده بیداد است

اما نه ...نه ...نه...

بگذار هنوز پایبند به امیدها باشم

به ضرب المثل ها

شاید هنوز زمستان نرفته است

که نمی توان ثابت کرد سیاهی به زغال برمی گردد

من همیشه از پرده ها متنفر بوده ام

واز دستهایی که پشت شان تمرین خیمه شب بازی میکنند

امروز چقدربه دستان مرد معدنچی خیره شدم ،به صورتش ...

بی شک کثیف ترین دستها از آن پول شوهاست .

 

 

مریم عابدین زاده...یادداشت یکشنبه 21 تیر

 

 

من تپه ای بلند زخاکسترم پدر

 شاید کبوترم ، ولی بی پرم پدر

 بعدازتوبیقرارم وبعداز تو زخمی ام

 بعدازتوبرمزاردلم می پرم پدر

 آوازصد غزل به گلویم گم است ومن

 یک آسمان صدای پرازپرپرم پدر

 دریا نیم که بعدتوتبخیرگشته ام

 بنگرزبعد قطره کمی کمترم پدر

ازحال وروزشبزده ی کودکی که آه

 گم کرده مادرش، بسی بدترم پدر

 ای شمع روشنم ببینم که بعد تو

 پروانه مانده ام ولی بی سرم پدر

 من درطواف هرچه بجزتوزخمی ام

 بعدازتوبرمزاردلم می پرم پدر.

 

 


 

به دنیا که آمدیم ناف مان را

 برای پرواز بریدند

 کاش سربه زیر بزرگ نمی شدیم

 تا کفش کبوتران برایمان کوچک نباشد

 

سرکار خانم مریم عابدین زاده

طبس

 


 

 

ماکه بودیم ؟

نزدیک ترین قربانی

به غوغای دهل ها

با گوش هایی

که پیش از پند گرفتن

کرشدند

دیگرچه بنویسم 

که سوگوار نشنیدن خویشیم

چنانکه برایمان کاربردی ندارد

دانستن این ضرب المثل

که آواز دهل شنیدن از دور خوش است



:: بازدید از این مطلب : 937
|
امتیاز مطلب : 0
|
تعداد امتیازدهندگان : 0
|
مجموع امتیاز : 0
ن : حسین ذوالفقاری
ت : سه‌شنبه 20 مرداد 1394
.
می توانید دیدگاه خود را بنویسید

/images/anymous.png
ساناز در تاریخ : دوشنبه 08 دی 1404 - - گفته است :
شعری که سرودید عالی بود .


موضوعات
آرشیو مطالب
مطالب تصادفی
محصولات تصادفی
مطالب پربازدید
پشتیبانی
💬 نظرات کاربران
💬ثبت نام کاربران
💬ورود کاربران